خاطره خوب  

سال ۷۶

فرزند خوبم:

يك سال را سپري كرديم . چه روزها كه با هم كتاب را ورق زديم و در باره آن گفتگو كرديم. خوانديم و ياد گرفتيم. حال كه آخرين درس فارسي را با هم خوانده ايم، با يكديگر پيمان مي بنديم كه براي آبادي ايران عزيز بكوشيم و در راه حفظ عظمت و استقلال آن ، با اشتياق به استقبال شهادت برويم.

چه روزها كه به شوق آمدن فردا و آغاز درسي جديد لحظه شماري كرديم. دريغ! كه آن روزهاي زيبا يكي پس از ديگري سپري شد و گذشت.

اما فرزندم: دانش آموز كوشا و فعال از امروز به فكر فردا خواهد بود و تصميم مي گيرد با تلاش ، آينده را بسازد تا به خواسته هاي خود برسد . البته بدان هر كوششي كه براي رسيدن به هدف پسنيده اي به كار رود خوب است ، ولي با ارزشترين كوششها ، تلاشي است كه در راه رضاي خدا  انجام گيرد.

فرزند خوبم : حال كه يك سال با هم و در كنار يكديگر بوديم ، روزهاي خدا حافظي نزديك مي شود اما تو و من هيچ وقت همديگر را فراموش نخواهيم كرد . ماجراي آشنا شدن من و تو در روز اول سال و خدا حافظي امروز هر دو ، يكي از زيباترين و بهترين خاطرات روزهاي عمر ما مي باشد . پس بيا در انتظار بازگشت سال تحصيلي جديد ، روزهاي تابستان را با شكوفه هاي رنگارنگ دوستي ، گرماي ديگري بخشيم. %